X
تبلیغات
رایتل


خونه ی خیالی

برزخ

جایی میانِ دل بریدن و دل بستن است

جایی که چشم ها بی نگاه می شوند و

گام ها بی عبور

دست ها بی صداست و

پاها بی رمق

برزخ

جایی است که ابرها میان ِ دست و دلت خیمه می زنند

و تو می مانی میان ِ دو اقلیم ِ رفتن و ماندن ،

رفتن به زیر ِ پناهگاهی ، تا پس از صاعقه روحِ منقلب را در برکه تطهیر کنی ، یا ماندن در میان ِ باران تا که قلبِ زلالت را با آن بشویی

برزخ

جایی است که تو ،

می مانی ، چشم انتظار ِ زمین

با تمام ِ پرنده های ِ گمشده اش

و دریا

با مرجان ها و مروارید های ِ موج هایش

و ماه را به عقیق و آیینه  و دریا را به گردبادِ حنجره ها بر می گردانی

و یا جایی است که

باشنیدن ِ صدای ِ حادثه

دلواپسی به سراغت می آید

و آرامش از پچ پچ ِ شبانه ی دریای ِ وجودت رخت بر می بندد

و تو در کوچه های ِ بی برگشت ، در ناگهانی از تنهایی دق می کنی !!


پی نوشت :راستی به من بگو ، نیلوفران ِ قدیس کجایند تا صدای ِ چک چکِ اندوه مرا بشنوند ...

نوشته شده در سه‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1391ساعت 15:05 توسط ر ف ی ق| 27 نظر|

Design By : Mihantheme

آرشیو کد آهنگ