X
تبلیغات
رایتل


خونه ی خیالی

سلام ای بی ریا تر از نفس ِ پاکِ یاس ها

سلام ای مهربان تر از تپش ِ غنچه های ناز

بهار آمد

بی آن که تو معنایی به هستی و نام و نشانی به رویاها و سپیده ها بدهی

بهار آمد

بی آن که تو با آمدنت مرا از دهلیز حسرت و تنهایی رهایی بخشی

بهار آمد

و من ناگزیر از نبودنت ، رویا هایم را به دریا و بلم عشق را به ساحل سپردم

بهار آمد

و من بی حضور تو ، تمام ِ احساسم را با دنیایی از انتظار و انتظار داد و ستد کردم

بهار آمد

اما گل های سرزمین آرزو ((بی حضور ِ تو )) قصد شکفتن ندارند و آیه های عشق دیگر ، نه به حقیقت ، که به افسانه می مانند

بهار آمد

و من هنوز هم چشم به راهِ باران ِ بهاری حضورت نشسته ام تا گرد و غبار ِ زمستانِ رفتنت رااز اندیشه ام بشوید

بهار آمد

و من هنور هم به انتظار آمدنت نشسته ام تا بیایی و دوباره با اندیشه ات ، افتخاراتِ غبار گرفته ی ایل و عشیره مان را بر افق ، بر تن ِ شفق ، نقش بزنی


پی نوشت : بهار آمد اما مگر می توان عشق را همچون جامه های کهنه تعویض کرد

نوشته شده در سه‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1391ساعت 13:06 توسط ر ف ی ق| 25 نظر|

Design By : Mihantheme

آرشیو کد آهنگ