X
تبلیغات
رایتل


خونه ی خیالی

سایه های وجودم را می نگرم ،

ریشه های خاکستری گذشته ام را می جویم ،

سر آغاز هایم را جستجو می کنم

که چون زمان ، بی آغاز

و چون خواب ، بی نشان است

از خط سرگذشتم

تنها تو را

و نگاهِ تو را به خاطر دارم و

دست های بخشنده و پاک و مهربانت را

و اینکه یادم نمی آید

کجا وکِی ، از افسانه ی چشم های تو باز مانده ام !!

و عجیب آن که

در جلگه ی غریب و غم آلودِ سرنوشت ،

زمان و راهِ بازگشت به سوی تو را هم گم کرده ام !!

من هنوز هم نمی دانم کجایم !!

انگار که با پلک های بسته می نگرم !!

با اینهمه در ذهنم مرور می کنم که :

چشم هایت هنوز هم کتاب روشنایی ست و

رخسار زلالت هنوز هم ایینه ی زندگی ست


تولدانه  ۲۹بهمن

مهربان تر از تپش ِ غنچه های ناز است

و بی ریاتر از نفس ِ پاک ِ یاس ها

دلِ بارانی من

دیرزمانی است که

به رگبار ِ آرامشش خو گرفته است

با اینکه

روزها

شب ها

سال ها

سپری می شوند

اما او

هنوز همان خوبِ دیروز است




نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1390ساعت 13:16 توسط ر ف ی ق| 41 نظر|

Design By : Mihantheme

آرشیو کد آهنگ