X
تبلیغات
رایتل


خونه ی خیالی

1

من مانده بودم

مثل ِ عابری که

حضور ِ ناگهانیِ خورشید

از رفتننش باز می دارد

2

باران را در لحظه ی بارش

هرگز چنین بارور ندیده بودم

من همیشه باران را

بعد از بارش حس می کردم

3

راستی چشمانت را از چه انباشته بودی که مرا به گریستن واداشتی !؟

4

سنگین و خاموش بودم من

چون درد !!

چون نبودن !!

اما من این زخم را عزیز می دارم

که زخم ِ مهربانی ِ دریاست

5

بغض ِ مرا متون آرامش نمی دهند

می مانم از کلام

این جنونِ دریا

با من که خاکی ام

الفتی جاودان دارد


پی نوشت : راستی سلام ای آهِ آیینه ، سلام ای ناله ی بارون ، سلام ای بغض ِ توو سینه ...


نوشته شده در شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1390ساعت 11:49 توسط ر ف ی ق| 30 نظر|

Design By : Mihantheme

آرشیو کد آهنگ